کوروش = ذوالقرنین؟! (قسمت پنجم)

0
1016
کوروش در آثار ایرانی - نگاهی نو

ربع ساعتی گذشت و زنگ تفریحمان تمام شد!

احسان گوشی من را گرفت؛ کمی بالا و پایین کرد و صدای زنگ مورد نظر را پیدا کرد.

صدای زنگ را پخش کرد و چیزی نگفت.

من گفتم: «خــــب، حالا یه برگه بذارید روی میز؛ کوییز داریم.»

احسان هم کم نیاورد و گفت: «نوش جان! ما هم سعی می‌کنیم توی کلاس بغلی آروم صحبت کنیم که مزاحم کوییز بچه‌های حقوق نشیم.»

و دیگر اجازه نداد من حاشیه بروم. سریع رفت سراغ ادامه بحث: «خب رسیدیم به کتاب‌های ایرانی».

پدر ادامه داد: «و اما کتاب‌های ایرانی: گفتم که در تمام طول تاریخ، از کتب دست اول ایرانی، فقط چند تا کتاب معدود اسم کوروش رو آوردند: مثلاً ابوریحان بیرونی، حمزه اصفهانی، طبری و بلعمی. حالا ببینیم این‌ها در مورد کوروش چی گفتند…»

احسان سراپا گوش شده بود و چشم از صورت پدرم در آینه ماشین برنمی‌داشت. این جور وقت‌ها معمولاً کمی چشم‌هایش را تنگ می‌کند؛ زل می‌زند به گوینده و دستش را تقریباً به حالت مشت، می‌گیرد جلوی دهانش. این یعنی الآن اصلاً نمی‌شود سربه‌سرش گذاشت و تمرکزش را به هم زد…

پدر که نگاهش را بین احسان و جاده تقسیم می‌کرد، ادامه داد: «در این کتاب‌ها کوروش اصلاً پادشاه ایران نیست…»
کوروش در آثار ایرانی - نگاهی نو کوروش در آثار ایرانی - نگاهی نو

چشمان تنگ‌شده‌ی احسان، یک‌دفعه از حدقه زد بیرون! ابروهایش رفت بالا؛ دهانش نیمه باز شد؛ ولی همچنان در سکوت، به حرف‌های پدر گوش داد:

«… بلکه یک حاکم محلی یا مأموری از طرف پادشاه ایران بوده. بعضی‌هاشون هم گفتند کوروش یهودی یا یهودی زاده بوده.»

احسان با تردید گفت: «اگه این‌جوریه کـــــه… پس هیچی!…

میگم حالا اینا سیاه‌نمایی‌ای چیزی نداشت؟»

پدر با خنده گفت: نه. برخلاف منابع یونانی که کوروش رو (با همه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هایی که بعضی‌هاش رو گفتم) خیلی بزرگ می‌کنند، کتاب‌های ایرانی اصلاً چنین تصویری رو از این شخص ارائه نمیدند.

چشم‌های احسان دوباره تنگ شد؛ چند ثانیه فکر کرد و یک دفعه انگار جرقه‌ای در ذهنش زده شد…

قسمت قبل                              قسمت بعد

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید