کوروش = ذوالقرنین؟! (قسمت دوم)

0
1202
فرجام کوروش - نگاهی نو

چند ثانیه سکوت کرد؛ بعد گفت: نظر تو درباره کوروش و ذوالقرنین چیه؟… یعنی به نظرت کوروش همون ذوالقرنینه؟

اگرچه رشته من تاریخ نبود، ولی معاشرت با یک پدر تاریخ‌دان، آن هم پدر من (!)، از نتایجش می‌شود همین جوابی که به احسان دادم:

«کدوم کوروش رو میگی؟ و کدوم ذوالقرنین؟!»

یه نگاه به آینه انداخت؛ بعد، جوری که پدرم متوجه نشود، زد پس گردنم و گفت: «کوروش، پسرخاله من، ذوالقرنین هم مرحوم پدرجد شما!

خب معلومه: کوروش کبیر و ذوالقرنین نبی دیگه!»

بعد از آن هجوم اولیه، یک‌دفعه دیدم دارد خودش را جمع و جور می‌کند! نگاه خندان پدر را که در آینه دیدم، فهمیدم قضیه از چه قرار است!

من هم پیازداغ ماجرا را زیاد کردم و گفتم: «کجایی بابا که پسرتو کشتن…»

احسان سقلمه‌ای به پهلویم زد و گفت: «به آقا منصورتون میگم کوروش و ذوالقرنین؛ میگه کدوم کوروش؟ کدوم ذوالقرنین؟…»

پدر گفت: خب حالا بالاخره کدوم کوروش؟ کدوم ذوالقرنین؟!

احسان کف دستش را کوبید روی پیشانی‌اش و گفت: من دیگه حرفی ندارم!

پدرم زد زیر خنده. گفت: «ببین، مثلاً ذوالقرنینِ قرآن رو میگی یا ذوالقرنینِ عهد عتیق؟

کوروشِ استوانه (یا همون منشور کوروش) رو میگی، یا کوروشِ تاریخ هرودوت، یا کوروشِ کتاب کتزیاس، یا گزنفون، یا منابع ایرانی، یا کوروشِ عهد عتیق؟»

احسان سرش را خاراند؛ به آینه نگاه کرد و گفت: خب… مگه فرقی دارند؟ کوروش دیگه!… همین کوروش کبیر خودمون؛ همین که داریم میریم مقبره‌ش رو ببینیم.

کوروش و بت مردوک - نگاهی نوپدر گفت: «بذار یه جور دیگه بگم: اون کوروشی رو میگی که همه فتوحاتش رو لطف «مردوک» (بت بزرگ بابل) می‌دونه؟»[۱]

قبل از این که احسان چیزی بگه، پدر ادامه داد: «یا شاید کوروشی رو میگی که بعد از شکست مادها، داماد آستیاگ (پادشاه ماد) رو کشت و دخترش رو تصرف کرد![۲]

یا یه کوروش دیگه؟ همون که گزنفون میگه اکثر مردان یک شهر رو از دمِ تیغ گذروند[۳]

یا اون که هرودوت میگه برای تصرف ملکه‌ی ماساگت‌ها به اون‌ها حمله کرد؛ ولی شکست خورد و همون‌جا کشته شد…»[۴]

احسان گفت: «آقای نادری این دفعه مسلسل دست شما هستا! خیلی تند نرفتید؟ به نظرتون زیادی یه طرفه نبود؟!»

______________________________

[۱] منشور کوروش بزرگ، ترجمه عبدالمجید ارفعی

[۲] CTESIAS, PERSIAN HISTORY, p. 171

[۳] کورش‌نامه، گزنفون، ترجمه رضا مشایخی، ص ۹۴-۹۳

[۴] تاریخ هرودت، ترجمه دکتر هادی هدایتی، انتشارات دانشگاه تهران، ج ۱، ص ۲۸۶-۲۷۹

قسمت قبل                              قسمت بعد

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید