خط ، ارمغان دیوها!

0
779
ابداع خط توسط دیوها ، شاهنامه فردوسی - عدم نگارش اوستا

زرتشتیان طبق اسطوره‌های باستانی خود، خط و نوشتن را اهریمنی و متعلق به دیوان می‌دانستند و از این‌رو، قرن‌ها از نوشتن کتاب مقدس خود، «اوستا» خودداری کردند.[۱]

حکیم ابوالقاسم فردوسی این باور زرتشتیان را به شکل نسبتاً مفصلی در شاهنامه منعکس کرده است. بر اساس روایت فردوسی، تهمورس (طهمورث، تهمورث) برای اولین بار، نوشتن را از دیوان آموخت.

نام تهمورس در «رام یَشت»ِ اوستا به عنوان یکی از پادشاهان سلسله پیشدادی مطرح شده است که از ایزد «اَندروای» توفیق پیروزی بر همه دیوان، مردمان ناصالح، جادوان و پریان را درخواست می‌کند. اندَروای نیز درخواست او را برآورده می‌کند.[۲]

***

فردوسی داستان نبرد تهمورس با دیوان را این گونه سروده است:

چو دیوان بدیدند کردار او                          کشیدند گردن ز گفتار او

شدند انجمن دیو بسیار مر                       که پردخته مانند ازو تاج و فر

چو طهمورث آگه شد از کارشان                برآشفت و بشکست بازارشان

به فر جهاندار بستش میان                      به گردن برآورد گرز گران

همه نره دیوان و افسونگران                     برفتند جادو سپاهی گران

دمنده سیه دیوشان پیشرو                      همی به آسمان برکشیدند غو

جهاندار طهمورث بافرین                          بیامد کمربستهٔ جنگ و کین

یکایک بیاراست با دیو چنگ                      نبد جنگشان را فراوان درنگ

ازیشان دو بهره به افسون ببست              دگرشان به گرز گران کرد پست

کشیدندشان خسته و بسته خوار             به جان خواستند آن زمان زینهار

که ما را مکش تا یکی نو هنر                    بیاموزی از ما کت آید به بر

کی نامور دادشان زینهار                          بدان تا نهانی کنند آشکار

چو آزاد گشتند از بند او                           بجستند ناچار پیوند او

نبشتن به خسرو بیاموختند                   دلش را به دانش برافروختند

نبشتن یکی نه که نزدیک سی                 چه رومی چه تازی و چه پارسی

چه سغدی چه چینی و چه پهلوی             ز هر گونه‌ای کان همی بشنوی[۳]

ابداع خط توسط دیوها ، شاهنامه فردوسی - عدم نگارش اوستا ابداع خط توسط دیوها ، شاهنامه فردوسی - عدم نگارش اوستا

(چون دیوان، کردار او را بدیدند، سر از گفتار او برتافتند و بسیاری از ایشان انجمن بکردند تا او را از میان بردارند. چون تهمورس از کار ایشان آگه شد، برآشفت و به فرّ پروردگار گیهاندار، کمر را ببست و گرز گران برداشت. از آنسوی نیز نرّه دیران و افسونگران و جادوگران سپاهی با دیو سیاه که پیشاپیش ایشان روان بود، به جنگ تهمورس شدند و فریاد ایشان به هوا خاست. جنگ در گرفت و تهمورس بزودی توانست دو گروه از ایشان را به افسون بند کند و دیگران را نیز به گرز گران نابود بساخت. و بدین سان تهمورس بر گروه دیوان پیروز گشت و دیوان را دربند، به خواری و زاری بکشیدند. دیوان که چنین دیدند، به جان خود زینهار خواستند و تهمورس را گفتند: ما را مکُش تا تو را هنری نو بیاموزیم که به کارَت آید. تهمورس ایشان را آزاد ساخت و آن د يوان، نوشتنِ نزدیک به سی زبان چون رومی و پارسی و سُغدی و چینی و پهلوی را به تهمورس بیآموختند و دلش را به فروغ دانش روشن ساختند.[۴])

____________________

[۱] مری بویس، زردشتیان، باورها و آداب دینی آنها، ترجمه عسکر بهرامی، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۱، ص ۷۷

بنگرید به: دلیل عدم نگارش اوستا طی قرن‌های متمادی

[۲] اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: انتشارات مروارید، چاپ شانزدهم، ۱۳۹۱، ج ۱، ص ۴۴۹

[۳] شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی (بر اساس نسخه معتبر مسکو)، قم: انتشارات سعید نوید، ۱۳۸۸، ص ۳۵

[۴] میترا مهرآبادی، شاهنامه کامل فردوسی به نثر پارسی سره، تهران: نشر روزگار، چاپ اول، ۱۳۷۹، ج ۱، ص ۶۶-۶۷

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید