جهنم زرتشتیان (قسمت سوم)

0
756
جهنم زرتشتیان - دریده یا جویده شدن توسط خرفستران

سعید: تهدید می‌کنی؟! بذار بقیه عذاب‌ها رو بگی؛ منم تو رو تهدید می‌کنم ببینم کدومش رو می تونی تحمل کنی!

– خب آقا سعید اگر خنده‌هات تموم شده، عذاب بعدی جهنم زرتشتی‌ها رو برات بگم. اگر می‌خوای همین‌جور شوخی کنی، بشین جک‌های بی مزه‌ات رو بخون و بخند!

سعید: بفرما چقدر توی ذوق آدم می‌زنی! انگار عصا قورت داده‌ها. نمیذاری آدم یه کم بخنده!

– آخه تو که به تَرَک دیوار هم می‌خندی! وقتی هم می‌خندی ول کنِت اتصالی می کنه!

دوباره شروع کرد به خندیدن و این کلمه «ول کن» را تکرار می‌کرد و می‌خندید.

سعید: مهران خیلی باحال بود «ول کنم».

دوباره زد زیر خنده!!

– سعید!! بیا دیدی گفتم؟! حالا هم وِل کنت اتصالی کرده. اصلاً تو بشین بخند؛ منم برم به کار و زندگیم برسم.

سعید: باشه باشه نمی‌خندم. بگو ببینم دیگه چه عذاب‌هایی دارن؟

– یکی دیگه از عذاباشون جَویده شدن توسط خِرَفَستَرانه.

سعید: خرفستر دیگه چیه؟!

– حیوانات موذی و آسیب‌رسون، مثل مورچه و قورباغه و لاک پشت و… این حیوانات بدن فرد گناه‌کار رو می‌جوند.

سعید متعجب نگاهم می‌کرد و معلوم بود باز دنبال سوژه است برای دست انداختن. قبل از این‌که حرفی بزند گفتم: یکی دیگه از عذاب‌ها اینه که انسان‌ها به شکل خرفستر درمیان.

جهنم زرتشتیان - کالبدهای پلید

سعید دیگه طاقت نداشت سکوت کند. پرید وسط حرفم و گفت: مگه لاک پشت موذیه

– خب توی آیین زرتشت و از نظر اون‌ها، موذی حساب میشه.

سعید: ببین مهران من ترجیح میدم اگر رفتم جهنم زرتشتی‌ها، خرفستر بشم بیام تو رو بجوم!

چشمان و قیافه خودش را به حالت خاصی کرده بود و این حرف‌ها را با صدای کلُفت و خشن می‌گفت. دست‌هایش را به شکل چنگال حیوانات بالا آورد و گفت: صبر کن تا بیام تو رو بخورمممممم!

ابروهایم را درهم کردم و گفتم: سعید! دوباره شروع کردی؟

سعید: اَاَاَاَاَه، با تو که نمیشه شوخی کرد! خیلی خب، بگو ببینم دیگه چه عذاب‌هایی هست؟

 

ادامه دارد…

______________________________

منبع: بهار، ارداویرافنامه، ص ۳۱۸-۳۲۷

قسمت قبل                              قسمت بعد

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید